نور

چون آگاهى يافتم كه بايد در خويشتن بنگرم در نهان خانه دل خود فرو رفتم… در آن جا رفتم و با چشم جان هرچند كه تيره و تار بود در بالاى ديده جان آن نور ثابت بى زوال را ديدم. آن نور نه آن روشنى معمولى بود كه براى هر تنى مرئى است و يا نورى از جنس آن و لكن فقط قوى تر و روشن تر كه اشعه خود را به همه جا پراكنده باشد نه آن نور چنين نبود و چيزى ديگر بود و كاملاً غيراز آن بود. آن نور در جايى بالاى روح من قرار داشت…. براى اين كه مرا خلق كرده است و من مادون او بودم زيرا كه من ساخته او هستم آن كس كه حقيقت را مى شناسد او را مى شناسد و آن كه او را مى شناسد حقيقت جاويدان را مى شناسد… اين نور برترى كه دل انسان را روشن ساخته خداست.


منبع این نوشته : منبع
شناسد